دین و ایدئولوژی در گفتار سروش
آفات جوامع ایدئولوژیک
...جزمیت ، توهم استغنای کمال ، غلبه ی تجلیل بر تحلیل ، شیوع ریا و تظاهر و نفاق و نهان کاری ، توطئه اندیشی ، آسمانی دیدن همه ی امور و حوادث (در جوامع دینی) ، دشمن تراشی ، غلبه ی عشق و عاطفه بر عقل و تدبیر ، تحجّر ورزیدن و تقدس بخشیدن به همه ی امور ، رواج خرافات ، غلبه ی تقلید بر تحقیق ، غلبه ی انقیاد بر انتقاد و امثال آنها ، جزو آفات جوامع ایدئولوژیکند. در این جوامع ، جزمیت (ارزان و آسان) به جای یقین (کمیاب و گران) می نشیند. حق عشق خوب ادا می شود اما حق عقل نه ، مداحی و تجلیل از سران و بزرگان بوفور یافت می شود اما تحلیل اقوال و افعالشان کمتر. از توطئه های دستهای پنهان سخن می رود ولی کمتر به قصورها و نقصانها و کژرویهای داخلی اشاره می رود ، آدمیان منقاد عزیزتر از آدمیان منتقد می شوند ، مقلدان یعنی کسانی که سخنان سران را تکرار و تحسین می کنند، برتر از محققان مستقل می نشینند، و... (فربه تر از ایدئولوژی/ص187)
قتلگاه تفکر
اگر متفکری برای جامعه ای از جوامع یا شریعتی از شرایع نقشه ای ایدئولوژیک ریخت، معنایش این است که برای تفکر یک قتلگاه ایجاد کرده است_ کاری بیش از این انجام نداده است. آدمیان برای آنکه به درون معبد ایدئولوژی وارد شوند، باید نخست کفشهای عقلشان را در آورند. ایدئولوژی تکلیف آدمیان را معین کرده است و به وضوح به آدمیان گفته است که در باب انسان و تاریخ و جامعه و اخلاق چه بگویند و چه بیندیشند. ایدئولوژی همه چیز را گفته است و در جمیع امور مهم تکلیف همگان را معین کرده است. بنابراین دیگر چیزی برای گفتن و اندیشیدن آدمیان باقی نگذاشته است. در این مجموعه حداکثر جایی که ممکن است عقل حقیر آدمی داشته باشد ، این است که دگم های القاء شده را بفهمد و یا در تأیید آنها دلیل تازه ای بتراشد یا قرینه ی جدیدی نشان دهد و یا راه تازه ای برای کوفتن عقل پیدا کند؛ اما در مواضع و مسائل اصلی ، آدمیان جرأت و جواز تفکر و اظهار نظر ندارند. (فربه تر از ایدئولوژی/ص141)ادیان وعده ی بهشت بر روی زمین نداده اند
...ایدئولوژی هایی که وعده ی استقرار بهشت بر روی زمین را داده اند، باید مورد جدّی ترین تحقیقها و جراحی ها قرار گیرند ، تا معلوم شود که به خاطر آن بهشت موهومشان ، چه تعداد آدمیان را به جهنم فرستاده اند. اما دریغا که ایدئولوژی اندیشی مجال چنین بررسیهایی را نمی دهد و بلکه سوال از آن را کفر می شمارد. این از عجایب لطایف است که انبیا به آدمیان برای زندگانی این جهانی شان وعده های بلند و دلربای بسیار نداده اند، و همچنین ایدئولوژی ها جغرافیای بهشت را بر زمین ترسیم نکرده اند. مقایسه ای میان وعده های اخروی و دنیوی قرآن برای دینداران و مطیعان ، این امر را اثبات خواهد کرد. آن همه نعمت و طرب و لذت که انتظار بهشتیان را می کشد ، و با دقت و تفصیل ، وصف شده اند، هیچکدامشان برای دنیای دینداران تضمین نشده اند. (فربه تر از ایدئولوژی/ص150)